"گالتونگ" و "روگ"(1965) در مقالهای با اعلام یك مرحلهای بودن فرایند تبدیل رویداد به خبر، دوازده عامل مؤثر بر گزینش خبر را مشخص كردند. به عقیده آنها، هشت ارزش نخست، در همهجای جهان به طرز مشترك، مورد استفاده روزنامهنگاران قرار میگیرند و ربطی به مشخصههای فرهنگی ملل گوناگون ندارند؛ اما چهار عامل بعدی در گوشۀ شمال غربی دنیا از جنبۀ فرهنگی به طرزی یكسان و مشابه در امر گزینش اخبار بكار گرفته میشوند. این ارزشهای دوازدهگانه عبارتند از:
1. بسامد یا تواتر(Frequency)؛ به اعتقاد گالتونگ و روگ، این ارزش خبری در حقیقت یك ظرف زمانی است كه رویداد، آنرا پر میكند. رسانههای خبری و روزنامهنگاران خبرهایی را كه از لحاظ تواتر و فركانس كوتاهترند، بیشتر مورد توجه قرار میدهند و به بهترین وجهی از عهدۀ ثبت رخدادهای خبری زودگذر؛ از قبیل جنایات، شورشها و سخنرانیهای مهم سیاسی برمیآیند. اما از سوی دیگر، روندهای اجتماعی و اقتصادی دراز مدت، كه از نظر تكوین و تحقق نهایی مستلزم زمان طولانیتری هستند، در خارج از دایرۀ انتخاب روزنامهنگاران باقی میمانند و ارزش خبری كمتری دارند؛
2. آستانه(Threshold)؛ آستانه را كه میتوان نقطهی شروع هم نامید، در حقیقت اندازه، قد و قوارۀ رویداد است. برای هر رویداد آستانهای وجود دارد كه اگر رویداد به سطح آن نرسد، اصلاً مخابره نخواهد شد. هر اندازه یك رویداد از نظر آستانه، بزرگتر باشد برای استمرار درج آن به درام یا هیجان قویتری نیاز داریم؛
3. صراحت یا فقدان ابهام(Unambiguity)؛ این ارزش، در واقع به وضوح رویداد مربوط میشود. رخدادها طبق این ارزش، باید روشن و واضح باشند و تفسیرشان دشوار نباشد؛
4. معناداری(Meaning Fullness)؛ معنیدار بودن، خود را به دو صورت نشان میدهد: الف) مجاورت فرهنگی؛ ب) مربوط بودن.
مجاورت فرهنگی؛ برای كسی كه خبر را گردآوری میكند، اگر این احساس بوجود آید، كه پیشینۀ فرهنگی یك رخداد، با او و مخاطبان رسانهاش هماهنگی و همخوانی دارد، آنرا برای درج و پخش انتخاب میكند.
مربوط بودن؛ رویدادهایی كه در فرهنگهای دور دست رخ میدهند، كمتر بخت و امكان گزینش مییابند، مگر آنكه بصورت تهدید جلوهگر شوند؛
5. همخوانی و هماهنگی(Consonance)؛ گالتونگ و روگ، این ارزش خبری را اینگونه تبیین كردهاند: قابلیت پیشبینی كردن یك رویداد و یا تمایل داشتن رسانهها به یك رویداد. این دو محقق برآنند كه اگر رسانهها انتظار و قصد تحقق یك رویداد را داشته باشند، آن رویداد قطعاً محقق خواهد شد. بطور مثال، در جریان اعتصاب معدنچیان آمریكا در سال 1984، خبرنگاران تلویزیون انتظار رویارویی خشونتآمیز اعتصابكنندگان و پلیس را داشتند و عملاً هم با چنین صحنههایی مواجه شدند؛
6. غیر منتظره بودن(Unexpectedness)؛ مراد این دو محقق از این ارزش، غیر قابل پیشبینی بودن و ندرت رویداد است. خبرنگاران به چیزهای غیر متعارف و نادر و غریب توجه نشان میدهند و نزد آنها اینگونه اخبار، ارزش ویژهای دارند؛
7. استمرار(Continuity)؛ استمرار یا تداوم، ناظر بر خبر جاری است. اگر خبری تحت پوشش خبری قرار گیرد، تا زمان مشخصی بطور مستمر تحت پوشش خبری خواهد ماند؛
8. تركیب(Composition)؛ تركیب، آمیزهای از انواع رویدادهاست. به عنوان مثال؛ اگر روزنامهای حاوی چندین خبر خارجی است، چند خبر داخلی به آن میافزاید، تا توازن خبری را برقرار كند و یا در كنار چند خبر منفی، یك یا دو خبر مثبت را برای برقراری تعادل میآورند؛
9. ارجاع یا تمثل به ملل برگزیده(Reference of Elite Nations)؛ گالتونگ و روگ، اثبات میكنند كه رسانههای غربی در اكثر موارد خبری، نمونههای خود را از میان ملل برگزیده انتخاب میكنند؛
10.ارجاع به شخص برگزیده یا اشاره به افراد نخبه(Reference to Elite Persons)؛ در رسانههای غربی، پوشش خبریِ عملكرد افراد برگزیده و معروف، دامنهدارتر از افراد عادی است؛
11.شخصیتسازی(Personalization)؛ در رسانههای غربی، رویدادها را عملكرد افراد و مردم میدانند و در واقع به هویتبخشی به افراد میپردازند؛
12.منفیگرایی(Negativity)؛ مراد از منفیگرایی این است كه خبر خوب، خبر بد است. همین برداشت، جوهرۀ اصلی نگاه خبر گزاریهای غربی به جهان سوم را شكل میدهد.
1